تحولات منطقه

یادداشت| هم‌زمان با نزدیک شدن اربعین حسینی و در روزهایی که دل‌های مشتاق، بار دیگر با پیام‌ها و معارف نهضت عاشورا پیوند می‌خورد، بازخوانی میراث علمی و اعتقادی امام حسین (ع) می‌تواند ابعاد کمتر شناخته‌شده‌ای از شخصیت آن حضرت را آشکار سازد.

میراث کلامی امام حسین (ع)؛ بُعدی مغفول از بنیان‌های اندیشه شیعی
زمان مطالعه: ۴ دقیقه

بیش از صد روایت اعتقادی از امام حسین(ع)، چهره‌ای کمتر شناخته‌شده از نقش علمی آن حضرت در تبیین توحید، قضا و قدر و پیوند امامت با خداشناسی ترسیم می‌کند؛ میراثی که با وجود اهمیت آن در شناخت بنیادهای تفکر شیعی، کمتر مورد توجه پژوهشگران قرار گرفته است.

دکتر حسین لطیفی، پژوهشگر بنیاد پژوهش‌های اسلامی آستان قدس رضوی، در یادداشت پیش‌ رو به برخی از مهم‌ترین آموزه‌های کلامی امام حسین(ع) پرداخته است که مشروح آن را در ادامه می‌خوانید:

امام حسین(ع) و مسائل کلامی

مطالعه تاریخی درباره نقش امام حسین(ع) در ترویج مباحث کلامی نشان می‌دهد که دانشمندان و محققان اسلامی و شیعی، کمتر به این موضوع پرداخته‌اند. این در حالی است که با نگاهی به روایات منقول از آن امام شهید(رحمت الله علیه)، با مجموعه گسترده و متنوعی از موضوعات در حوزه‌های مختلف دانش اسلامی، به‌ویژه مسائل کلامی و اعتقادی، روبه‌رو می‌شویم؛ میراثی علمی که تاکنون کمتر مورد توجه قرار گرفته است.

مطالعه اجمالی روایات مأثور نشان می‌دهد بیش از صد حدیث از امام حسین(ع) درباره آموزه‌های اعتقادی نقل شده است. بی‌تردید، این شمار قابل‌توجه از احادیث، از یک‌سو نشان‌دهنده نیاز مخاطبان آن روزگار به بازفهم آموزه‌های اعتقادی است و از سوی دیگر، می‌تواند از وجود برداشت‌های نادرست درباره اصول عقاید در دوره امامت آن حضرت حکایت داشته باشد. چنین شرایطی امام حسین(ع) را بر آن داشت تا متناسب با نیازهای فکری و اعتقادی جامعه، به تبیین دوباره این آموزه‌ها بپردازند.

بخش مهمی از این روایات به خداشناسی و مسائل توحیدی اختصاص دارد. امام حسین(ع) در سخنان خود، راه‌های اثبات وجود خداوند را تبیین کرده‌اند؛ راه‌هایی که بعدها در علم کلام و فلسفه با عنوان‌هایی چون برهان فسخ عزایم، برهان اتقان صنع، برهان امکان فقری و برهان صدیقین شناخته شدند.

آن حضرت همچنین درباره راه شناخت خداوند، وصف‌ناپذیری ذات الهی و حدود معرفت انسان سخن گفته‌اند. در این روایات، از امکان معرفت اجمالی به ذات خداوند و در مقابل، محال‌بودن معرفت تفصیلی به حقیقت ذات الهی سخن به میان آمده است. ازلی‌بودن خداوند، تشبیه‌ناپذیری او، علم مطلق الهی و فراتر بودن ذات خداوند از مکان، زمان و فهم محدود انسانی نیز از دیگر موضوعاتی است که در کلام امام حسین(ع) تبیین شده است.

در این مجموعه روایی، برخی تصورات نادرست درباره خداوند نیز نفی شده است؛ از جمله نسبت‌دادن شریک، فرزند یا ستمگری به خداوند. همچنین چگونگی ارتباط خداوند با اشیای جهان و نسبت افعال انسانی با اراده الهی، از دیگر مباحثی است که در سخنان آن حضرت بازتاب یافته است.

امام حسین(ع) با یادکرد برخی صفات الهی و نفی شماری دیگر، تصویری دقیق‌تر از معرفت توحیدی ارائه می‌کنند. آن حضرت پس از بیان دانش توحید، راه‌های گشوده و ناگشوده دستیابی به معرفت الهی را نیز برای مخاطبان خود روشن می‌سازند و مرز میان شناخت ممکن و ادعای شناخت ناممکن از ذات خداوند را نشان می‌دهند.

یکی دیگر از موضوعات مهم در روایات کلامی امام حسین(ع)، مسئله قضا و قدر است. توجه آن حضرت به این موضوع را باید در بستر سیاسی و فکری دوران امویان بررسی کرد؛ دورانی که اندیشه جبرگرایی، به‌ویژه برای توجیه رفتار و حاکمیت نظام اموی، گسترش یافته بود. امام حسین(ع) با تبیین صحیح قضا و قدر، بخشی از انحراف‌های شکل‌گرفته در باورهای مذهبی آن دوره را آشکار کرده و نسبت اراده انسان با تقدیر الهی را توضیح داده‌اند.

از نکات تازه و قابل‌توجه در این مجموعه روایات، پیوندی است که میان اصل توحید و اصل امامت برقرار می‌شود. در سخنان امام حسین(ع)، شناخت خداوند با شناخت امام هر زمان ارتباط می‌یابد. پیوند این دو اصل، از نکات مهمی است که می‌تواند ریشه‌ها و بنیان‌های تفکر شیعی درباره امامت و نگرش توحیدی مذهب شیعه به این مسئله را نشان دهد.

بر این اساس، امامت صرفاً موضوعی تاریخی یا سیاسی نیست، بلکه جایگاهی بنیادین در منظومه اعتقادی و توحیدی شیعه دارد.

یکی از براهین اثبات وجود خداوند که در سخنان امام حسین(ع) بازتاب یافته، استدلال از راه «از میان رفتن اراده انسان و غلبه اراده خداوند» است. متکلمان و فیلسوفان، این استدلال را «برهان فسخ عزایم» نامیده‌اند.

بر پایه این برهان، انسان گاه برای انجام کاری اراده و همت می‌کند اما میان او و تحقق اراده‌اش فاصله می‌افتد. گاهی نیز تصمیمی قطعی و اراده‌ای راسخ برای انجام کاری دارد، اما عاملی بیرونی با عزم او مخالفت می‌کند و مانع تحقق آن می‌شود. این دگرگونی‌ها و موانع را با یدبه عاملی بیرون از اراده محدود انسان نسبت داد که همان وجود خداوند و اراده اوست. این همان تقدیر الهی است که گاه به فسخ عزایم و نقض همت‌ها می‌انجامد.

این برهان نخستین‌بار در سخنان گهربار امیرالمؤمنین علی(ع) بیان شده است. امام حسین(ع) نیز به‌صورت صریح یا تلویحی به آن اشاره‌ای لطیف دارند؛ آنجا که می‌فرمایند: «خدایا، چگونه تصمیم بگیرم، حال آنکه تو چیره‌ای، و چگونه تصمیم نگیرم، درحالی‌که تو دستوردهنده‌ای؟»

همچنین در فرازی از دعای عرفه می‌فرمایند: «خدایا، از اختلاف آثار و تغییر احوال دانستم که خواسته‌ات از من این است که خود را در هر چیز به من بشناسانی تا در هیچ چیز نسبت به تو جاهل نباشم.»

در جای دیگری نیز با همین مضمون می‌فرمایند: «خدایا، همانا اختلاف تدبیرت و سرعت تغییر تقدیراتت، بندگان عارف به تو را از اطمینان به بخشش و ناامیدی از تو در گرفتاری بازداشته است.»

با این همه، فسخ عزایم به این معنا نیست که هر اراده‌ای ناگزیر از میان می‌رود؛ همان‌گونه که قضای الهی نیز همواره به معنای برهم‌خوردن تقدیرها نیست. چه‌بسا انسان از قضای الهی به قدر الهی پناه برده باشد؛ خواه به‌واسطه اراده‌ها و عزم‌های انسانی و خواه در پرتو لطف و تقدیر الهی.

مجموع این روایات نشان می‌دهد که امام حسین(ع)، افزون بر جایگاه بی‌بدیل خود در تاریخ قیام، شهادت و آزادگی، در تبیین و گسترش مباحث کلامی نیز نقشی مهم داشته‌اند.

بازخوانی این میراث می‌تواند ابعادی کمتر شناخته‌شده از شخصیت علمی آن حضرت و بخشی از بنیان‌های اعتقادی و توحیدی اندیشه شیعی را پیش چشم پژوهشگران قرار دهد.

منبع: آستان نیوز

برچسب‌ها

مشهد

کربلا

کاظمین

مکه

مدینه

قم

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha